اومده میگه مامان معلم ادبیاتمون میگه این عشق و عاشقیها چهار پنج سال دیگه از سرتون میره ،این همه وقتت رو صرف یه نوشته نکن، راست میگه؟
Ai
...ولی دلم برای صدای قهقهات پشت تلفن تنگ شده بود. میدونی صدات متفاوتترین کادوی تولدم توی این چند سال بود
برزخ
این روزها همه از تو حرف میزنند،از این که از همه بریدی،از این که با همه سر ناسازگاری برداشتی ، البته منصفانه نیست اگر بگوییم ناسازگاری، انگار هیچ کس و هیچ چیز برایت مهم نیست شاید میگویند اگر دم به دمت بگذارند گله میکنی که من کاری به کار کسی ندارم شما هم دست از سرم بردارید بگذارید در تنهایی خودم...
نوار دلتنگی
ولی قرار ما این نبود که به جای تو،تو قند روزهای تلخ من،دنبال نوار تست قند بگردم ...
پ.ن: هوش مصنوعی بهم دستگاه تست قندخون دیابان رو معرفی کرده، هوش مصنوعی هنوز تو رو نمیشناسه...
عادت کمحوصله هاست
تغافلی که به حال کسی بود، مخصوص
هزار بار به از التفات مشترک است
پریشاننوشت۱
پتو رو کشیدم کنار ببینم روی پاهاش سیاه شده یا نه . نمیدونم کدوم خدا خوب کردهای بهم گفته بود جون از پا میره،پا اول سیاه میشه ،
چرا نمیشه بیان از آدمها بپرسند تو کی مردی؟ کی میمیری ؟من خودم صبح روزی مردم که از خواب بیدار شدم دیدم ناخودآگاه تو دلم بهت سلام کردم ولی یه عمره که ندیدمت...
حسرت
مامانجون از مرگ میترسه، من از اینکه اگه تا روز آخر دوباره نبینمت، اگر بغلت نکنم چی؟
- عاشق شدم؟
+ چیزی نیست،یادت میره!
-واقعا؟ کی؟
+ ۱۷ سال بعد...
من توقع زیادی ازت نداشتم ،فقط میخواستم وقتی عینکت رو ازت میگیرم و تمیز میکنم بهم نگی مرسی بگی منم دوستت دارم ...
همه سرم...
روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم ،روزهای سختی رو پشت سر گذاشتیم ، تو پشت سرم نبودی که هلم بدی برم جلو، خودت جلو جلو رفتی و دستم رو با خودت کشیدی ، مرسی که بودی،مرسی که هستی و مرسی که مرد و مردونه پام موندی. مرسی که کاری کردی که باور کنم با تمام وجود دوستم داری ، حضورت به گوشت و پوست و استخونم چسبید ، شد خون توی رگهام، زندهام کرد. دوستت دارم مرد من...
پ.ن: برات ایتا کردم
آغاز میم عین لام لام میمی...
نداشتنت با هیج بهانهای توجیه نمیشود، بیا در آغوشم بگیر...
ما را که تو منظوری...
صبح پیام داده سراغ احوالم رو گرفته, ازش تشکر کردم و گفتم امروز این توییت رو دیدم یاد احوال پرسیت افتادم: تجربه نشون داده آدمِ درست، دقیقا همونجایی که انتظارشو نداری و از همه چی نامیدی،میاد و یه گل میکاره وسط قلبت😊❤️❤️❤️
جواب داده، ولی من این رو از هیچ توییتی کپی نکردم:بودن شما توزندگی هرکسییی نیازه:)
بهش گفتم یعنی انرژی این جمله از کیلو کیلو مایعات و آب پرتقال بهتر بود😊☺️
به کی بگم با این همه جفایی که دانشگاه در حقم کرد بازم دوستش دارم...
الم
حفظ رو دوباره شروع کردم...
کاش بودی برام ذوق می کردی
سبز دلبری
جواب جمله ((هرجا حس کردی سر سوزنی میشه روم حساب کرد دریغ نکن )) ممنون نیست، جوابش من بیشتر دوستت دارمه...
پ ن: ولی من هنوز خوابت رو میبینم
تولد
یادته عصر پنج شنبه برام تولد گرفتی گفتی: این قبول نیست، شنبه شب سر ساعت 12 شب بهت پیام میدم تولدت رو تبریک میگم
میدونی یادت رفت...
پ ن: ماها به همین سرعت فراموش میشیم، حتی تو فاصله پنج شنبه تا شنبه...
با بها ، نه
بی بهانه
باورم کن گرم باش
سخت نیست اما کمی و اندکی دلتنگ باش
من برایت ناز می آرم ،
بیا و لااقل
ژست یک عاشق بگیر و صادقانه مرد باش...
با دست پس میزنم و با پا پیش
گیج نیستم عزیزدلم
عاشقم...!
باورش داشته باشی و نباید که بگویی سخت است...
دلبری داشته باشی و نباید که ببوسی سخت است...
پوشه h 3
ذکر شب:
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود...
پ.ن : بیش از این که مردم از احتمال آسیب از جانب من بترسند من از گزارهی قطعی و خطرناک دورویی در روحیه شون میترسم...
پ.ن۲: مردمشون به عقرب زیر قالی معروفند
پ.ن۳: بهم میگفت برای زندگی قاطی این آدمها زیادی سالمی...
ایماندوست
هر آدمی توی زندگیش به یه تو نیاز داره که بعد هر قهر بهش بگی: با همه اخلاق گندت نمیدونم چرا دوستت دارم حتی بیشتر از قبل...
رویای دیدار ۲
- فکر میکردم بیش از اینها برات مهم باشم، دلت برام تنگ شده باشه...
+ واسه خیالت آره، واسه خودت نه!
رویای دیدار
-سلام.صبح به خیر، خوبید؟
+ اگر این شب زنده داری ِ نداشتنت زنده موندنه،آره...
من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد...
- نمیخوای دعوتم کنی خونه با خانواده ام آشنا بشی؟
+نه
- چرا؟
+ چون از دور قشنگتری، میترسم نزدیکم بشی و خیالت خراب شه...
پوشه h
به شدت نیاز دارم کسی ازم بپرسه کجایی؟ چه میکنی ؟ چشمام از شوق برق بزنه بگم : فی درعک الحصینه ...
پ.ن: کم و بیش در تمام این سالها صبر کردن رو یاد گرفته بودم ولی سکوت کردن خیلی سختتره، خیلی
پ.ن۲: امیدوارم از آزمون اخلاق سربلند بیرون بیام
پن۳: وقتی میگم خطیر و شیرین برای همینه...
بعد نه سال
به طرز وحشتناکی آرومم
آخرین رشته اتصالم برید ...
الخیر فی ما وقع
یقینا کله خیر
پ.ن: از جزئیات نپرس فقط بهم تبریک بگو
پ.ن: به قول استاد فزت و رب الکعبه
...
آخرین باری که عاشقانه نوشتم یادم نیست
آخرین باری که از آغوش گقتم، از ذوقِ داشتنت ،از آرامش ِبودنت، حتی از خیالت...
اينجا كاملاً شخصي مينويسیم به دور از همه قالبهاي اجتماعي شغلي تحصيلي سياسي و خانوادگيمان...