دیشب سالگرد ازدواجمون بود، امروز عصر حدود ساعت ۴ و ۵ یادم آمد. از این که اتفاق به این مهمی رو یادم رفته بود حرصم گرفته ، عصبی شدم اساسی .

پ.ن: هر سال این موقع چشم انتظار یه گلدون کوچک یا یه شاخه گل نرگسم ، هیچ سالی هم حاجت روا نمیشم..

پ.ن۲: انشاالله سال دیگه...