من بی تو...
دارم توی کتابخونه در به در دنبال کلیات اشعار حمید مصدق میگردم. بلکه برسم به شعر:
کویر تشنه باران است
حمید تشنه خوبی
به من محبت کن...
بعد بشینم تحسینش کنم که چه قدر صداقتش رو چه قدر صراحتش رو برای بیان خواسته هاش دوست دارم...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ تیر ۱۴۰۱ ساعت 1 توسط صبور
|
همهی ((تو))های دوست داشتنی من...
اگر یه زمانی ازم بپرسی دردناک ترین حقیقت زندگی چیه میدونی چی میگم؟
میگم هیچ وقت هیچ کس اون جوری که دوست داشتم دوستم داشته باشه دوستم نداشت...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۱۴۰۱ ساعت 16 توسط صبور
|
اينجا كاملاً شخصي مينويسیم به دور از همه قالبهاي اجتماعي شغلي تحصيلي سياسي و خانوادگيمان...